تبليغاتX
مراثی قبیله

 تاسوعا تسلیت

. 

.

.

.

کرانه های کربلا

        همواره ی لبهای باد

وآب

           که در چشمانت به شهادت رسید

 

 

 

 

+ تاريخ دوشنبه 14 آذر1390ساعت 15:30 نويسنده مهرداد خدائی سوری

دراین روزهای از خط خانه

     تا خط خانه

      بچه های لب خط

               چه بی پروایند


همه ات را نمیتوانم 

یکجا ببلعم

باشکم ترسو  و چشمان کوچکم٬

همه ات را نمی توانم

یکریز یاد آورشوم

با زبان سرخ و سری سبز٬

همیشه

آغوش مکاشفه

حقیرتر از مختصات جغرافیاست.


گهان گاهی

 تمامت مستتر

در واژه ای مبعوث

پر از پرهای سیمرغی

لبت لابد٬

مع الحق٬

نه انالحق ها

تو حلاجی

که بی منصور دورانها

شهیر نام و فرجامی.

....

و چندین نقطه

 و یک رج

نشان از شرح مبسوطی

که در این مختصر ناید.

 

  

+ تاريخ جمعه 29 مهر1390ساعت 16:18 نويسنده مهرداد خدائی سوری

مرحوم گل‌آقا سال‌ها قبل از رفتنش يادداشتي نوشت درباره سيدفريد قاسمي با عنوان «مردي كه زياد مي‌داند» و آن مرد اينك زيادتر مي‌داند.
گرچه او را راوي بي‌همتاي تاريخ مطبوعات ايراني مي‌دانند و براي ركن چهارم، همين بس كه سيدفريد تاريخش را در 130 اثر نوشته و با آن كاغذها و فيش‌ها و شب‌نخوابي‌ها و مرارت‌ها احتمالا به همين مقدار اثر چاپ‌نشده دارد و عمقي كه به مرارت‌هاي روزنامه‌نگاران از مشروطه تاكنون داد، حقي لااقل به همين مقدار براي جايگاه او مي‌دهد، اما هم شانگي تاريخ مشروطه و تاريخ مطبوعات كه با هم آغاز كردند، آثار وي را به كاشف تاريخ معاصر بويژه تاريخ رويدادهايي كه روزنامه‌نگاران و اهل قلم، قهرمان آن بوده‌اند، مبدل ساخته است.

سيدفريد لرستاني است و نسخه اصل همان خصال فروتني و حجب و محبت است. نياي او از سادات نيك‌كردار شهر خرم‌آباد است.

تبار او نيز به تبار بزرگاني چون علي‌اكبر دهخدا و دكترمعين و سعيد نفيسي و صفا و از همه نزديك‌تر ايرج افشار كه گنجي نهان بود براي ايران مي‌رسد. كاشف كم است وگرنه عرصه فرهنگ ايران پر از كشف است.
خدا رحمي كند بر فرهنگ ما كه هنوز در جلگه‌اش باستاني پاريزي نفس مي‌كشد و علي دهباشي با همان نفس كه تنگ آمده است، غرورآفرين حظ بخارا را به چشم مي‌رساند و سيدفريد قاسمي با قلبي كه سخت‌تر ميزند، جوانه از اين خاك خوب به مرغزار مي‌آورد. عرصه فرهنگ ايران خالي از اين زبدگان جان‌بزرگ و چهره‌هاي ماندگار خاكسار مباد.
 
مطلب فوق از دوست اندیشمند و پر رونقمان آقای علی آستانه می باشد که در روزنامه اعتمادچاپ گردید
 
نشانی وبگاه اینترنتی ایشان نیز: http://2paralel.blogfa.com
 
 
 
 

+ تاريخ دوشنبه 21 شهریور1390ساعت 12:31 نويسنده مهرداد خدائی سوری

قطار

در حنجره کویر می شکوفد

و جاده

جغرافیای جاذبه میشود.

گون ها گویای نظارتی بی وقفه اند

بر ازدحام ترن و تاثیر

تا آهو تمدید شود

و ...................

و باز  شبیخونی دیگر 

بر مسیر

      امامی تنها

              که به یاریتان یقین داشت

 

 

+ تاريخ چهارشنبه 5 مرداد1390ساعت 4:31 نويسنده مهرداد خدائی سوری

من یه ماکتم از یه شوالیه ی بی وطن

 

پانچو ها هم به دن کیشوت بودنم می خندن

+ تاريخ یکشنبه 4 اردیبهشت1390ساعت 16:39 نويسنده مهرداد خدائی سوری

خدا میداند چند آب از سرت گذشته که اینچنین بی پروائی

و نعش نازها را مهر نازی میزنی

بزرگ،بزرگوار ،ای فهم متکامل، ای هویت حوالی تحریم شده، ای که سبقه ات بر حدقه ات می چربد،ای نام تقدس یافته،ای شحنه ی نسرودن،ای نظم پریشان شده،ای منظوم،منثور،محبوب، مطرود...........

اندکی آهسته تر،به خدا این خرقه جعاله جعلی بود که دیروز در باغ پدر بزرگ مزدک به آستارا خان پیشکش شد و امروز در خانه تو بیتوته کرده و فردا فدای نام کسی دیگر میشود

اینهمه درخت که در آگراندیسمان چشمت روایت میشوند توهمی تند از باغند و دافع هیچ سیلی نیستند

اینهمه یساول مزارع وارونه ات دراولین زوزه ،به لشگریان باد می پیوندندو به سرقت خوابت توحش می کنند

 شکوه شهر آشوبت تا کی حریف دوئل خواهد طلبید

این نردبان به کجا خواهد رسید؟؟

زنهار از زیارت زاویه هایت بر برآورد طاقت

و لجاجت آیینه آدینه ات بر  انعکاس تصویر خیابانی قرمز که ندا می دهد

اندکی از دوستان قصه کن،تا جمعیت دشمنان به خانه سرایت نکند

اندکی به ایجاز بیندیش و فصل درو

نگذار خرمنت هیمه سوخاری درنا و سینه سرخ ها شود

نگذار شام آخر بر قاب کهنه ی برائت تصویر شود

دستی تکان بده تا دستگیرانت بدانند هنوز داعیه درمان داری

نگذار........................................

ما هیچ ما نگاه  ازبیم خشم تو

ما مامن گناه در حدس چشم تو

نامت هناسه بود در آن خلا ولی

اینک خلا توئی تاصور زینلی

 پی نوشت :http://2paralel.blogfa.com

+ تاريخ سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 23:42 نويسنده مهرداد خدائی سوری

نصرت‌الله مسعودی:
 صدا و سیما اقدامات خلاف مصالح ملی را متوقف کند

متاسفانه سال‌هاست که در سریال‌های مختلف دیده می‌شود که افرادی که از نظر فکری فرومایه‌اند و یا کسانی که در مشاغل سطح پایین کار می‌کنند از میان قومیت‌های ایرانی و بیشتر از همه از بین قوم لُر انتخاب می‌شوند، باید خطاب به این افراد گفت: این قوم «زرین‌کوب»ها داشته است، چرا برنامه‌ای در باره‌ی چنین افرادی ساخته نمی‌شود.

نصرت‌الله مسعودی، شاعر، بازیگر و نمایش‌نامه نویس لُرستانی در گفتگو با نشریه لور گفت: «سیاست‌هایی که به وحدت و انسجام ملی آسیب می‌رسانند، از طرف هر کسی باشند اموری مذموم و غیراخلاقی‌اند که باید هر چه سریع‌تر متوقف شوند، چرا که چنین اقداماتی سبب تفرقه و واگرایی می‌شوند، هیچ کس به هیچ طریقی این حق را ندارد که با فرهنگ‌ها برخورد برتری‌جویانه داشته باشد و فرهنگی را بر فرهنگ دیگر برتری دهد، و این موضوع باید در مورد تمام اقوام رعایت شود؛ در کلیت مسئله، هیچ تفاوتی بین قوم لُر با مثلا قوم بلوچ یا کرد و ... وجود ندارد. این سرزمین متعلق به همین اقوام است، اقوامی که سالیان درازی به شکل مسالمت‌آمیز و با احترام متقابل در کنار هم زیسته‌ و در مواقع لزوم نگاه‌بانانی شایسته برای این آب و خاک بوده‌اند».

این شاعر و هنرمند افزود: «سیاست‌گذاران رسانه‌ی ملی بایستی در ارتباط با تولید فیلم‌ها، سریال‌ها، فیلمنامه‌ها و ... عملکرد هوشمندانه‌ای داشته باشند، چرا که این موضوع امری مهم، ملّی و حیاتی است، و نباید نسبت به برنامه‌ها و سریال‌ها تنها به جذب مخاطب و پُر کردن زمان فکر کنند. پُر کردن زمان و جذب مخاطبی که در سیمای کشور گاهاً به قیمت اقدامات وهن‌آمیز تمام می‌شود؛ مانند همین سریال [فاصله‌ها]؛ متاسفانه سال‌هاست که در برنامه‌ها و سریال‌های مختلف دیده می‌شود که افرادی که از نظر فکری فرومایه‌اند و یا کسانی که در مشاغل سطح پایین کار می‌کنند از میان قومیت‌ها ایرانی و بیشتر از بین قوم لُر انتخاب می‌شوند، باید خطاب به این افراد گفت: این قوم «زرین‌کوب»ها داشته است، چرا برنامه‌ای در باره‌ی چنین افرادی ساخته نمی‌شود».

مسعودی درباره‌ی علل چنین اهانت‌هایی به اقوام ایرانی گفت: «کسانی که در رسانه‌ی ملی به عنوان بازخوان و ممیز سناریوها عمل می‌کنند افرادی اندیشه‌ورز و متفکر نیستند و از دید جامع و کل‌نگری که لازمه‌ی کار در چنین رسانه‌ی فراگیری ‌باشد بی‌بهره‌اند. افرادی که بسیاری از آنها به معنای هنری از درک سناریو و مسائل مربوط به آن عاجزند و بعضاً اولویت کاری آنان مسائل مالی و مصالح شخصی می‌باشد، و بدون هیچ ابایی مصالح ملی را بدین گونه زیر پا می‌نهند. باید گفت تمسخر زبان‌ها و گویش‌های کشور یک لودگی سخیف و در سطح بسیار پایین است و هیچ ارتباطی با مسئله‌ی هنری طنز تلخ به صورتی که در کارهای بزرگانی مانند چخوف دیده می‌شود، ندارد. در مجموع باید گفت لازم است افرادی با درایت، دقیق و تیزبین در این مسئولیت‌ها گماشته شوند و بتوانند بازخورد آثارشان را به خوبی درک کنند تا منتج به چنین نتایجی نشود».

وی افزود : «در روزهای اخیر بنده چندین بیانیه از طرف دانشجویان و فعالین اجتماعی دیده‌ام که به انحاء مختلف از این موضوع ابراز نارضایتی نموده‌اند که چرا باید چنین شاهد چنین اقداماتی از طرف تلویزیون ملی ایران باشیم، چرا بعد از سال‌ها با وجود صدور این همه بیانیه، شکواییه و نارضایتی، هنوز هم این ارگان نتوانسته است این آسیب را شناسایی و برطرف کند. اتفاقی که این در طول این سال‌ها به دفعات شاهد آن بوده‌ایم»

مسعودی در ارتباط با مسئولیت مردم، و اهل قلم در ارتباط با چنین موضوعاتی گفت: «مردم و اهل قلم جامعه‌ی ما به طور طبیعی و عقلانی به روش‌های مختلف اعتراض و نارضایتی خود را از چنین جریاناتی اعلام نموده‌اند، اما این مسئولان و سیاست‌گذاران این رسانه هستند که باید این موضوع را درک کنند که هر فردی که برای خوشایند دیگران آمد و کُرنشی نمود، لزوماً درک صحیحی از مسائل هنری ندارد، باید افرادی در این مسئولیت‌ها گمارده شوند که پتانسیل درک و آنالیز برنامه‌ها و بازخوردهای احتمالی آنها را در جامعه داشته باشند تا در آینده شاهد تکرار چنین اقدامات موهنی نباشیم»


منبع :http://loor.ir/News.asp?nid=2635&ln=fa

-----------------

زنده :http://worldometers.info/fa

 

+ تاريخ دوشنبه 13 دی1389ساعت 14:55 نويسنده مهرداد خدائی سوری