تبليغاتX
مراثی قبیله


مراثی قبیله

ای خاصیت جهاد گونه   در بطن خلا شمیم پونه

تو امن امانت زمینی    در سینه حاضران یقینی

دو پارالل و حزبی تک نفره که خود ارتشیست بی شماربا کرور کرور واژه

 که خالق هزاران سرفصل گویاست دراین جهان اصم

دو پارالل و نوستالژی شهری بی تبلیغ درحاشیه زاگرس با مردمانی دردمندکه هماره جانشان برگ سبزی بوده تحفه ی درویش به دفاع از کیان این هویت مسجل

وسهمشان از  این هیاهوی غریب لطیفه هایی ست که روزانه برای توجیه خنده ها نقل میشود

دو پارالل و مردی که در جوانی پیری باکره می نماید

 از دیدار تجربه و تهاجم و تجاهل و افسوس................

دوپارالل به نشان حزبی فرادا درفضای روبرو که باخوانش نوشته هایش اندکی درقالب خود جابجا می شوی، با احساس حالتی فاخر که گویا پیش از این نبوده است

دو پارالل و علیرضایی که نیمی از یاران به رضا بودنش رضایت داده اند و نیمی علی می خوانندش از علیت کودکی

دو پارلل و مردی که می توانست  به انصراف تصمیمش بیشتر بماند و پنجره تصویر کند برای فرار از توهم این دیوارهای بلند که پرند از تصویر پنجه های خونین بر زوایای دود گرفته شان

دو پارالل و پیامی از حواشی زندگی :حال من خوب است و دلواپس دوستان نجیبی که دلیل نوشتنم بودند تا کنون

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 13 شهریور1388ساعت 20:44 توسط مهرداد|


Design By : Night Skin