مراثی قبیله
ای خاصیت جهاد گونه در بطن خلا شمیم پونه تو امن امانت زمینی در سینه حاضران یقینی دو پارالل و حزبی تک نفره که خود ارتشیست بی شماربا کرور کرور واژه که خالق هزاران سرفصل گویاست دراین جهان اصم دو پارالل و نوستالژی شهری بی تبلیغ درحاشیه زاگرس با مردمانی دردمندکه هماره جانشان برگ سبزی بوده تحفه ی درویش به دفاع از کیان این هویت مسجل وسهمشان از این هیاهوی غریب لطیفه هایی ست که روزانه برای توجیه خنده ها نقل میشود دو پارالل و مردی که در جوانی پیری باکره می نماید از دیدار تجربه و تهاجم و تجاهل و افسوس................ دوپارالل به نشان حزبی فرادا درفضای روبرو که باخوانش نوشته هایش اندکی درقالب خود جابجا می شوی، با احساس حالتی فاخر که گویا پیش از این نبوده است دو پارالل و علیرضایی که نیمی از یاران به رضا بودنش رضایت داده اند و نیمی علی می خوانندش از علیت کودکی دو پارلل و مردی که می توانست به انصراف تصمیمش بیشتر بماند و پنجره تصویر کند برای فرار از توهم این دیوارهای بلند که پرند از تصویر پنجه های خونین بر زوایای دود گرفته شان دو پارالل و پیامی از حواشی زندگی :حال من خوب است و دلواپس دوستان نجیبی که دلیل نوشتنم بودند تا کنون
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |


