تبليغاتX
مراثی قبیله - علیرضا آستانه _ پست آخر


مراثی قبیله

پریشب دیدمت و خجل ماندم که از شرقی ترین نقطه برای التیام تنهائیم تسکین و ترانه  آورده بودی

روی همین چمن های نمناک بلوار کشاورز که تا آنجا نباشی غربت این شهر دودمعتاد را نمی فهمی

در مربع دیداری که سه ضلعش تو بودی و  من تنها و تنها گوش بودم تا اجبار رفتنت را تردیدی بیابم

تو شکل خودت بودی (و این والاترین حسن توست )با چشمانی که نظاره ی نهایت بودند و لبانی به رعایت روزه و نگاهی که در رمضان صداقتت ،حنجره اشتیاق داشت

و من گفتم که دریا همیشه دریاست حتی اگر به حبس برهوتی دور گرفتار آید

که کاوشگران تاریخ ابد الدهر دریا بودنش را در جغرافیای پیدایش تکرار می کنند

و خود در آمایشی و پالایشی دیگر در قالب ابرهایی بدیع در نقطه ی دیگر به جنگ کویر می رود

ومن گفتم که آب آئینه بزک تاریخ است تا زشتی این عجوزه پر رونق به کابوس مبتلایمان نکند

 آب را در فرادست تغییر مسیر نده

 به آبادیهای فرودست بیندیش که مشمول قحطی ناهنگام می شوند

و من گفتم که جاد ه ها جریان حیاتند و مرگ گامها یعنی مرگ  جاده

 حالا که حزبت بیرق افراشته بر بامهای این حوالی ............................

و من گفتم و گفتم و گفتم

 و تو با همان لحن صمیمی و آن نگاه مصمم با اخوت سیگاری که مدتها بود ترکش کرده بودی

غربت لحظه را مکرر کردی و در چند واژه ات ساعتها گفتار من مسکوت ماند

برادر،

واقعیت این است که همه ی ما در جزر و مد زندگی گاهی لب به لب ساحل بوسه باران می شویم و گاهی در اعماق بی نور در می یابیم که سخت تنهائیم

تو اگر یافته ای که غیابت توجیه حضور است و استحاله ی دیگر (  که یارانت زین پس از قلم نانوشته  و لبهایت بسته ات لب خوانی  می کنند) شک نکن

وآتیه را از عافیت یکجانشینی برائت ده

ما نیز به اندکی دلتنگی و افسوس و خاطره قانعیم

هرچند که خاطره خستگی مرورخوشلحظه های مصوریست که لابد بی رمق میشود

  ولی خوب می دانیم

ماه ماهیتی منیر دارد حتی اگر ابرها مانع  شوند 

http://2paralel.blogfa.com

نوشته شده در جمعه 13 شهریور1388ساعت 20:44 توسط مهرداد|


Design By : Night Skin